رمان عاشقانه

دانلود رمان شهزاده ی سوار بر اسب

دانلود رمان شهزاده ی سوار بر اسب از نرگس واثق

شهزاده ی سوار بر اسب
شهزاده ی سوار بر اسب

دانلود رمان شهزاده ی سوار بر اسب از نرگس واثق با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا نسخه کامل با ویرایش جدید و لینک مستقیم

بار دیگر با رمان جدیدی از خانم واثق به نام شهزاده سوار بر اسب / چه میشود شبی در آغوشت باشم، سر بر شانههای مردانه ات بگذارم و رقص انگشتانت البه الی موهایم مستم کند. نگاهت کنم دلبرانه، نگاهم کنی عاشقانه؛ سرت را دم گوشم بیاوری و شعری را زمزمه کنی که من مست طنین و احساس شعر خواندنت شوم. طوری هر کلمه را ادا کنی که حتی خود کلمات هم در لذت صدای تو غرق شوند . آنقدر نازم را بخری که دیگر طنازی هایم در مقابل احساسات غلیظ مردانه ات کم بیاورند …

خلاصه رمان شهزاده ی سوار بر اسب

خسته و کوفته تر از همیشه کلید در را می اندازم و وارد می شوم … به محض ورودم صدای بلند برنامه فوتبال که از تلویزیون در حال پخش است … در گوشم طنین انداز می شود. بوی خوش غذا، زیر بینی ام میپیچد و معده ی گرسنه ام را تحریک میکند … همین که صدای به هم خوردن در، در فضا اوج می گیرد، صدای همیشه جدیاش می آید.

جورابهات رو در بیار، بعد بیا تو! خندهام میگیرد اما به سفارشش گوش میکنم … مامان با ظرف میوهی در دستش از آشپزخانه بیرون می آید و با دیدنم گل لبخند بر لبانش شکوفا میشود … خوش اومدی گل مامان، خسته نباشی! لبخندی به این همه مهربانیاش میزنم … درمونده نباشی زهرا بانو! صدای اعتراض آمیزش دوباره بلند می شود … چند بار باید بگم با اسم صداش نزن؟ نمی فهمی بزرگترته! خنده ام می گیرد و بی طاقت کفشهایم را با جورابهایم در می آورم و سمتش پرواز میکنم

روی مبل سبز رنگ عزیزش نشسته و صورتش با اخم مزین است. با ناز لب و لوچهام را شل می کنم و از قصد می گویم: چه خبره؟ کریم خان ما که باز اخموعه! میدانم از این که به اسم صدایش بزنم عاصی میشود اما از قصد این کار را میکنم! گره بین ابروانش کورتر می شود و لبخند به لبانم هدیه می کند … حرصی نامم را صدا میزند … نارین! با خنده چند قدم فاصله را طی میکنم و در حالی که با »جانم« جوابش را میدهم، خودم را در آغوشش جا میکنم …

اطلاعات رمان شهزاده ی سوار بر اسب

نام رمان : شهزاده ی سوار بر اسب
نویسنده رمان : نرگس واثق
ژانر رمان : عاشقانه
ملیت رمان : ایرانی
ویرایستار رمان : سایت ناولزلند
تعداد صفحه رمان : 440
با عضویت در کانال تلگرام ، سوپرایز های بهتری دریافت کنید
اگر شما نویسنده این رمان هستید، میتوانید درخواست حذف ارسال کنید

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا