رمان عاشقانه

دانلود رمان سلبریتی pdf از گیسو خزان با لینک مستقیم

دانلود رمان سلبریتی pdf از گیسو خزان

دانلود رمان سلبریتی از گیسو خزان با فرمت های اندروید، آیفون، نسخه اصلی با ویرایش جدید و لینک مستقیم

رمان بسیار خوبی که هم اکنون می خوانید داستان بازیگر مغرور و عیاشی به نام دامون پیران است که دختر بی‌ پناهی را نجات میدهد و او را به خانه اش میبرد و از او می خواهد در ازای جای خواب محرم او شود ولی نمی داند آندختر تازه از زندان آزاد شده و با نقشه پا به زندگیش گذاشته تا دامون را عاشق خودش کند و بعد از جلب اعتمادش …

خلاصه رمان سلبریتی

پس اینو می دونی … می دونی که من فقط یه وسیله ام و هیچ قدرت اختیاری از خودم ندارم نه؟ می دونی و باز اینه رفتارت؟ می دونی که من بدون اجازه پدرت حتی نمی تونستم آب بخورم؟ آره … آره من گفتم که رو پای خودت وایستی … چون اون موقع باور داشتم و فکر می کردم می شه با همین شرط و شروط ساده همه چیز و عوض کرد … می خواستم مثلا هنجار شکن باشم و رسم و رسوم مسخره اون خاندان که واسه هرچیزی به اجازه بقیه احتیاج داشتیم و تغییر بدم.. ولی نشد.. نذاشتن.

من تا آخرش رفتم … هرکی هرچی گفت … یه کلام گفتم نه … ولی نذاشتن رو تصمیمم بمونم … چیکار می کردم وقتی
هر روز و هر ساعت عکسایی که با همکارا و طرفدارات همه جا پخش می شد و نشونم می دادن و می گفتن ببین … لگد به بختت نزن … اون انقدر سرش شلوغ هست که تا صد سال دیگه هم یاد تو نیفته … اون موقع همین موقعیت هایی که داری هم از دست میدی و می مونی کنج خونه

چیکار می کردم وقتی بابات اومد سراغم و گفت داراب بزرگتره … اولویت داره به دامون و اگه قراره تو عروسم بشی ترجیح
می دم زن پسر بزرگم بشی؟ چیکار می کردم وقتی مامانم یه مشت قرص ریخت کف دستش و به روح بابام قسمم داد که اگه رو حرف دایی حرف بزنم خودش و می کشه؟

نگاه ناباورم بین چشماش چپ و راست شد … یعنی شغل من … تا این حد از نظرش قبیح بود که تا این مرحله پیش رفته بودن برای منصرف کردن گلچهره؟ … دستی به صورتم کشیدم و با کلافگی گفتم …

با عضویت در کانال تلگرام ، سوپرایز های بهتری دریافت کنید
اگر شما نویسنده این رمان هستید، میتوانید درخواست حذف ارسال کنید

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا